سنت شدن
1393/02/21
مامان جون اصرار داشت بنا به سنت پیامبر در 7 روزگی آقا ماهان ختنه بشن ولی به خاطر زردی این امر مهم به 9 روزگی موکول گردید.
امروز عصر حدودای ساعت 7:30 مامانی با آقای دکتر قایچ خانی ( مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان باوی ) { مدیر مامان } تماس گرفت که آقا ماهان به اتفاق مامان جون و خاله منا ( دختر دایی مامانی ) و بابایی جهت ختنه شدن تشریف ببرن مطب ایشون.
نه اینکه مامانی و بابایی دل دیدن و شنیدن صدای گریه نفسشون رو نداشتن از خاله منا درخواست کردیم که مامان جون رو در مطب همراهی کنن. البته به عنوان فیلمبردار .
مامان واسه آقا ماهان شیر دوشید و با سلام صلوات پسرشو بدرقه کرد.
بابا هم که نمی تونست شاهد این صحنه باشه بیرون مطب منتظر شد.
البته اینجا جا داره از آقای دکتر واسه هدیه ای که به آقا ماهان دادن تشکر کنیم .
مادر برات بمیره عزیزه دلم اینقدر پسرم گریه کرده بود که هر چی شیر خورده بود رو بالا اورد وقتی به خونه رسیدین مامانی با دیدنت شروع به گریه کردن کرد. پسرم چه بی حال شیر می خورد . خدا منو بکشه.
اینم عکس آقا ماهان در مطب دکتر



سنت شدن 